تبليغاتX
دریاچه ایهام

مناسبت آغاز سال نو مسیحی باعث شد به این نکته فکر کنم که هر ملتی رو می بینید اعیاد و مراسم شاد بسیاری دارن فارغ از فلسفه آنها ،باعث ایجاد روحیه شاد و دلنشین برای آدمها می شه .

بنا به ماهیت کاری با خارجیها کار می کنم . هر وقت بحث عید و مراسم واینها میشه اولین سوالشون اینه که امشب غذای خاصی باید باشه یا اینکه مراسم خاصی ،رقصی ، آوازی شادی ای ، چیزی ؟. من هم می پیچونمشون . ولی وقتی با خودم خلوت می کنم می بینم ما چند تا جشن داریم؟ و کیفیت برگزاری اونها چطوریه ؟ چقدر شادی توشه ؟  چقدر ماها منتظر اومدن اونهائیم .

پیشنهاد می کنم این سایت رو ببینین . تجربه زندگی در ایالت متحده است از طرف یک هموطن . نکته جالبش تعدد مراسم شادیهاست . بیست و چهار ساعته توی تلویزیون ما می گن مردم آمریکا و اروپا بیچاره شدن ، بد بخت شدن ، دارن از گرسنگی می میرن !!!

http://aznajafabad.blogsky.com

من نمی گم اوضاع اقتصادیشون خوبه ، میگم شادن . صورت پیرمرد پیرزنهاشون رو نگاه کنین .

دقت کردین هموطنهای ایرانی ما که وضع مالی خوبی هم دارن بازم شاد نیستن . 

شادی چیز خوبیه . برای تمام آدما با هر نوع اندیشه و مسلک و مرامی .


+ نوشته شده در  یکشنبه 11 دی1390ساعت 15:32  توسط پیام  | 
ورقی فرض كن
یک روی در تو
یک روی در یار ,
یا در هر که هست ،
آن روی که سوی تو بود , خواندی ،
آن روی که سوی یار است هم بباید خواندن

مقالات شمس


+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مرداد1390ساعت 12:30  توسط پیام  | 
كار و زندگي رو منتقل كردم تهران . فعلا درگير رتق و فتق امور منزليم .

مهاجرت هميشه مسائل مربوط به خودش رو بدنبال داره .

ان شاءالله كه خير باشد .


+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1390ساعت 15:45  توسط پیام  | 
معلمها وقتی پیر می شن داراتر می شن .


روز معلم مبارک باشه


+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1390ساعت 10:20  توسط پیام  | 
 
دیرگاهیست که چشمانم برای مادران اسپند به دست
آتش گرفته است
و
منِ ناگزیر
زیر بار اشک
...منتظر مانده ام

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 بهمن1389ساعت 10:35  توسط پیام  | 
 

 

 

 

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 دی1389ساعت 18:10  توسط پیام  | 

وقتی به کودکی بازمی گردی


                                   یادت باشد

حرمت

 
        بستنی و لبخند و توپ

                                    را نگه داری


+ نوشته شده در  دوشنبه 6 دی1389ساعت 14:6  توسط پیام  | 
نمی دونم چرا مردم ما اینقدر فرق دارن وقتی می خواهند فرق داشته باشند.

توی ایام محرم بخصوص روز عاشورا وقتی شهرها رو نگاه می کنی وقتی دسته ها دارن عزاداری می کنن. هر کی هر کاری از دستش بر میاد می کنه . کمتر خانواده ای روز عاشورا غذا درست می کنه تازه هیچ کی گرسنه نمی مونه . همه به هم کمک می کنن. محله های فقیر نشین پر از شور و نشاط و سیری می شه .

اما همین آدما روزای دیگه کم مونده گوشت هم دیگه رو بخورن .

کلا ما ایرونی ها دو روی سکه مان خیلی با هم فرق داره.

 


+ نوشته شده در  جمعه 26 آذر1389ساعت 9:39  توسط پیام  | 

" ای تندیس تنفس من

تو و من

ما نشدیم

وقت تمام شد ."


پ . ن  : احساس بدیه وقتی برای بودن چیزی تلاش  می کنی که عین وجودته ، برات مقدسه  و بعد به جایی  می رسی که  یا باید اون معیار مقدست بمونه یا خودت .

کدوم رو باید انتخاب کرد ؟

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 آبان1389ساعت 9:32  توسط پیام  | 
آب در نظر مولانا شخصیت جالبی دارد :

آّب گفت آلوده را در من شتاب

گفت آلوده که دارم شرم از آب

آب گفت این شرم بی من کی رود

بی من این آلوده کی زایل شود

آّب می گوید این چه کاریست که فقط پاکان نزد من برای شستشو بیایند اصلا باید ناپاکان بیایند تا من آنها را تطهیر کنم. خوش به حال کسی که آب است آب .

آسمان شو ابر شو باران ببار

ناودان آبش نمی ید بکار

ناودان همسایه در جنگ آورد

آب باران باغ صد رنگ آورد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 آبان1389ساعت 14:11  توسط پیام  |